جک های خفن ، جک های معمایی ، جک های خفن معمایی

 

آه ه ه ه ، آآآآی ، واااای نکن ، وااااای تو رو خدا نکن نمی خوام خب ، آی اووووه وای نزن.

.

.

.

.

.

آخه چرا انقدر فکرت خرابه این بنده خدا داشت آمپول می زد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یه کار خوب برات پیدا کردم عزیزم، ربتی به رشتت نداره ها ولی درآمدش خیلی خوبه. توی شرکت   ROB  سازی هستش. باید بری در هر خونه ای یه ROB  بدی و بیای.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در جای خالی حرف مناسب بگذار:

Ki….am   ro too   ….oone  shoma gozashtam?

.

.

.

.

.

چرا انقدر تو منحرفی؟ بابا جواب صحیح اینا میشه:

<!--[if !supportLists]-->1.    <!--[endif]-->F

<!--[if !supportLists]-->2.    <!--[endif]-->KH

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اون چیه که خانوما هم می تونن از جلو بدن هم از عقب ولی آقایون فقط از جلو میدن؟

.

.

.

.

.

خب یه کم فکر کن. چقدر خنگی.!

.

.

.

.

.

نچ ، نچ ، نچ. تو هنوز منحرفی و نمی خوای درست بشی. بلیط اتوبوس بود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیرزنه 200 سال عمر کرده بود ، بهش می گن مادر تو این سن چه آرزوئی داری؟

می گه : ننه 6 سال دیگه عمر کنم بشم 206 بیفتم زیر پا جوونا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه ... اگه گفتی بچشون چی میشه ؟ ... بچه دار نمیشن ... تو رو خدا براشون دعا کن و این رو واسه 10 نفر بفرست تا امشب یه خبر خوب بهت برسه .. لطفاً کوتاهی نکن. یه نفر نفرستاد بچش قورباغه شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند .به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

غضنفر با ماشینش تو برفا گیر می کنه زنجیر نداشته سینه می زنه!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

از حیف نون می پرسند تا حالا مربا بالنگ خوردی؟ می گه من که همیشه با دست می خورم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

به آدامس می گن آرزوت چیه؟ می گه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!